بسیاری «محمود دولتآبادی» را به خاطر نگارش رمان مشهور «کلیدر» میشناسند. رمانی که اسمش برگرفته از نام کوهی واقع در شمال شرق ایران است. «کلیدر» نخستین بار در سه هزار صفحه و ده جلد به چاپ رسید. منتقدان این اثر را مهمترین اثر در کارنامهی دولتآبادی میدانند.
دولتآبادی رمان کلیدر را براساس داستانی واقعی نوشته است: «داستان گلمحمد». کتاب، زندگی یک خانوادهی کرد ایرانی را روایت میکند. این خانواده بهناچار به سبزوار خراسان کوچانده شدهاند. داستان کتاب متأثر از فضای پرالتهاب سیاسی ایران در خلال سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ یعنی سالهای بعد از جنگ جهانی دوم است. بسیاری این کتاب را نتیجهی تمام داستانهای کوتاهی میدانند که دولتآبادی پیش از انتشار این کتاب، دربارهی مردم رنجدیدهی خراسان نوشته بود.
در نگاه منتقدان
«کامران تلطف»، استادتمام دپارتمان مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آریزونا، در نقد این کتاب نوشته است: «آثار محمود دولتآبادی نمونههای بارزی از گرایش ادبیات متعهد به کمکردن شکاف موجود بین ادراکهای گوناگون از مفهوم انقلاب است. داستانهای کوتاه و رمانهای او اوضاع و احوال طبقات ستمدیده، بهویژه دهقانان و کارگران روستایی را به تصویر میکشد. شخصیتهایی که او میآفریند، فارغ از گرایشهای مذهبیشان، قربانی شرایط اجتماعی جامعه هستند. ویژگیهای طبقاتی تمامی شخصیتهای او مطابق با مدلهای مارکسیستی از جامعهی طبقاتی و ماتریالیسم تاریخی هستند. او نخبگان و بورژوازیها، دهقانان، پرولتاریا و روشنفکران را مطابق با تعاریف کلاسیک و متعارفشان نمایش میدهد و اما در این امر بهاندازهی کافی واقعگرایانه عمل میکند تا اگر نیاز بود، شخصیتهای معینی را مذهبی جلوه دهد. کلیدر که زندگی و مبارزهی طبقاتی در خراسان را به تصویر میکشد، نمونهی اعلای نگرش دولتآبادی به ادبیات متعهد است. در کلیدر دهقانان، خردهبورژوازیهای شهری و روشنفکران، چه مسلمان چه نامسلمان، در مبارزه علیه اربابان و سرمایهداران و نیروهای ستمگر حامی آنان با یکدیگر متحد میشوند.»

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.